شاددترین انسان زنده

 من از سال ۲۰۰۹ تغییر کردم.

تاریخ تولدم تو پاسپورت ، ۱۹۸۵ میلادیه. احتمالا یک سال سنم رو کمتر از سن واقعیم تو پاسپورت نوشتن.

شاید پدرم میخواسته من ۱ سال قبل از اینکه تصمیم بگیرم به دنیا بیام یا نه،‌ یه گشتی تو دنیا بزنم و بعد تصمیم نهاییم رو بگیرم.

وقتی ۹ سالم بود همراه پدر و مادرم به ایران مهاجرت کردم و تو شهر مقدس قم ساکن شدم و تا ۲۱ سالگی هم توی همون شهر بزرگ شدم.

مثل خیلی از جونهای هم دوره ی خودم توی شهر قم، دیدگاه خاصی به دنیا وانسانها و حوادث واتفاقات داشتم.


لطفا ادامه مطلب را مطالعه بفرمایید

 ذهنم به شدت بسته،‌اخلاقم در عین ملایمت فوق العاده تند و بدون گذشتن از مراحل شک،‌ پر از یقین بودم!

خانواده ی مذهبی، مسجد،‌حسینیه، هیآت، دوستان هیآتی، حوزه ی علمیه و حرم حضرت معصومه سلام الله، تمام محیطی بود که من داخلش رشد کرده بودم ،‌ ببخشید تصحیح میکنم ،‌بزرگ شده بودم .

ولی بعد از خارج شدن از حوزه ی علمیه، قم و بعدش هم از ایران، محیطم تغییر کرد و این تغییر به ذهن،‌جهان بینی و گرایش های منم کشیده شد.

با توجه به علاقه ی شخصیم، یکم در مورد ادیان مختلف من جمله : مسیحیت، یهودیت،‌ بودیسم و اسلام تحقیق کردم و تو همین تحقیقات بود که با دیدگاه های متفاوتی روبرو شدم و شخصیتهایی که هیچ وقت اسمشون رو هم نشینده بودم ذهنم روحسابی درگیرکردن.

خلاصه بگم که از تنگ یقین افتادم تو دریای شک و تردید!

به نظرم،‌ کسی که بدون گذشتن از مراحل شک به یقین رسیده، در حقیقت به چیز خاصی نرسیده!

فکر میکنم کسی که بدون مطالعه و تحقیق به اسلام ایمان آورده ،‌تفاوت زیادی با شخصی که بدون مطالعه و تحقیق مسیحی شده نداره!

باز به نظرم کسی که بدون تحقیق به شیعه بودن خودش افتخار میکنه، مثل انسانی میمونه که به سفید پوست بودنش افتخار کنه ، یا به قد بلندش و یا موی پر پشتش!

تو هیچ کدوم ، اون فرد نقشی در انتخاب یا عدم انتخاب نداشته و همه چی به ارث بهش رسیده . پس به چی باید افتخار کنه؟
البته میتونه به اجدادش که چنین ارثی رو براش گذاشتن افتخار کنه ولی اصلا نمیتونه به این دلایل به خودش افتخار کنه.

بگذریم ، چه مقدمه ی طولانی شد!

ولی از سال ۲۰۰۹ به همه ی اعتقادات و آموخته هام شک کردم و سعی کردم همه چی رو از نو یاد بگیرم .

برای همین هم به این شعار اعتقاد پیدا کردم.

Learn-Delearn-Relearn!

آموزش- فراموش کردن آموخته های قدیمی – باز آموزی !

از همون سال یه برنامه ی رشد فردی تقریبا فشرده برای خودم تدوین کردم که تو حوزه های مورد علاقم رشد کنم.

از همون سال روزنامه ی اکسپرس پاکستان که به زبان اردو چاپ میشه رو هر روز میخونم.

از همون سال مقالات آقای Kuldip Nayer در روزنامه های هندوستان رو بی وقفه مطالعه میکنم.

از همون سال عضویت سالانه ی مجله ی Economist رو دارم و شنبه ی هر هفته ،‌شماره ی جدید این مجله رو میخونم.

از همون سال عضویت سالانه ی مجله یHarvard Business Rewiew رو دارم و هر ماه این مجله رو ورق میزنم.

از همون سال سخنرانی های افراد برجسته رو پیگیری میکنم.

هر سال سخنرانی ها و پنلهای World Economic Forum رو دانلود میکنم و میبنیم.

هر شنبه عصر مقالات Farid Zakaria و یکشنبه شب هم برنامه ی GPS رو پیگیری میکنم.

سخنرانیها و نوشته های جدید دکتر Robinson در مباحث آموزشی رو با اشتیاق دنبال میکنم.

و به مرور زمان مجلات و کتابها و مصاحبه ها و شخصیتهای مختلفی به این فهرست در حال اضافه شدنه.

ولی یکی از جذابترین گزارش هایی که به صورت سالانه دانلود میکنم،World Happiness Report یا همون گزارش جهانی شاد بودنه.

امروز مطالعه ی گزارش سال ۲۰۱۶ رو تموم کردم!

۱۷۰ صفحه گزارش تفصیلی و تحلیلی بینهایت دقیق و جامع!

این ششمین سالیه که این گزارش رو میخونم و هر سال آروز میکنم ای کاش ایران هم یه مرکز تخصصی برای بررسی وضعیت شادی در کشور داشته باشه و با فعالیت های تخصصی تو سیاست گذاری و اجرای برنامه ها همفکری کنه.

اگر هم همچین مرکز تخصصی هست ،‌ خوشحال میشم به صورت داوطلبانه باهاشون همکاری کنم و نظرات و تحقیقاتم رو باهاشون در میون بزارم.

بیش از ۲۳۰ متخصص به نام حوزه های سلامت روان، عصب شناسی، اقتصاد، سیاست ، جامعه شناسی،‌ روانشناسی و … توی تهیه ی این گزارش سالیانه فعالیت میکنن .

شاید باورتون نشه ولی ۳۰ ساله که این گزارش داره تولید میشه!!!

یکی از سر فصلهای اصلی گزارش عوامل موثر در شاد بودن انسانها ست.

این سر فصل توسط ۳ متخصص به نام در حوزه ی سیاست گذاری اقتصادی نوشته شده:

Dr. Richard Layard استاد دانشگاه اقتصاد لندن
Dr. Andrew Clark استاد دانشگاه اقتصاد پاریس
Dr. Claudle Senik استاد دانشگاه سوربن

این سه نفر ۳۰ ساله بر عوامل تاثیر گذار بر شاد بودن تحقیق میکنن.

همیشه حیران و پریشان این همه تلاش و برنامه ریزی کسانی هستم که بیش از ۳۰ سال از عمرشون رو به صورت پیوسته توی یه حوزه ی تخصصی صرف میکنن.

بر اساس این گزارش، شاد بودن انسانها در کشورها به صورت کلی به دو عامل خارجی و فردیبستگی داره:

عوامل خارجی شامل موارد زیر هستن:

۱. درآمد
۲. کار یا شغل
۳. جامعه
۴. دولت و حاکمیت
۵. مذهب و اصول حاکم در جامعه

عوامل فردی هم به این ترتیب هستن:

۱. سلامت روانی
۲. سلامت جسمی و فیزیکی
۳. تجربه ی خانواده
۴. تحصیلات
۵. سن و سال
۶. جنسیت

بعد هم که بر اساس این عوامل تاثیر گذار، کشورها رو به ترتیب لیست کرده و مثل همیشه ۱۰ تا کشور اول لیست چندین ساله همون بالای لیست باقی موندن.

۱. دانمارک ۲. فنلاند ۳. نروژ ۴.هلند ۵.کانادا ۶. سوییس ۷. نیوزیلند ۸. استرالیا ۹. ایرلند ۱۰.سوئد

خوب بر اساس این عوامل اگه بخوایم بررسی کنیم طبیعیه که نباید خیلی آدمهای شادی باشیم.

هر چند امیدوارم ما هم مثل بعضی ازکشورهای همسایه مون یاد بگیریم اگه یه وزارتخونه برای شاد بودن مردم تشکیل نمیدیم لا اقل یه موسسه و یا سازمان تخصصی تشکیل بدیم و مطمأنم با همین شرایط هم میشه کلی سیاستگذاری و فعالیتهای اجرایی تخصصی و مناسب انجام داد تا آسمون ابری روح و روان کشورمون یکم آفتابی تر بشه.

اما موضوع اصلی این مقالم، گزارش سالیانه و یا این عوامل تاثیر گذار نیست!!!

من این قسمت رو فقط به عنوان مقدمه مطرح کردم!

پس موضوع اصلی چیه؟

موضوع اصلی اسم مقاله است.

شادترین انسان زنده روی کره ی زمین!

راستش بعد از اینکه این گزارش رو خوندم و عوامل رو بررسی کردم یکم نا امید شده بودم.

با خودم گفتم خوب دیگه این موضوع چه جذابیتی داره که بخوام وقت ارزشمند خواننده هامو بگیرم؟

یکم رفتم پیاده روی توی پارک روبروی خونه و باز این پیاده روی جواب داد!

با خودم گفتم حالا که در مورد شادترین کشورها اطلاعات دارم برم ببینم شادترین انسان دنیا کیه؟

اصلا داریم همچین کسی رو؟

سریع شروع کردم سرچ کردن و منتظر بودم تا گوگل یکی از مردم کشور دانمارک یا فنلاند و سوییس رو بهم معرفی کنه.

اما نتیجه ی این تحقیق کاملا بر خلاف انتظارم، شخصی بود که تو کشور نپال زندگی میکنه!

بقیه ی مقاله و داستان این فرد رو در پست بعدی به اشتراک میزارم.

 






تاریخ : دوشنبه 27 فروردین 1397 | 18:25 | چاپ | نویسنده: علی رضا بتویی | نظرات (1) (0 لایک)
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.