پرنده ی سعادت

00:00
00:00

میدونید عادل ترین پادشاه ایران باستان کی بوده؟

خسرو یکم، یا همون انوشیروان عادل!

سال ۵۰۱ میلادی به دنیا اومد.

پدرش قباد، بیست و یکمین پادشاه ساسانی بود و انوشیروان پس از فوت پدرش در سال ۵۳۱ میلادی به عنوان بیست و دومین پادشاه ساسانی روی تخت سلطنت نشست.

به محض اینکه روی تخت سلطنت نشست ، دستور داد تمام برادرها و برادرزاده هاشو اعدام کنن!

مزدک ، یکی از روحانیون زرتشتی بوده که با تغییراتی آئین جدیدی به نام مزدکی رو در زمان قباد، پدر انوشیروان تاسیس میکنه و بخاطر باورهای درست و طرفداری از طبقه ی ضعیف جامعه،  به سرعت محبوب میشه.

لطفا ادامه مطلب را مطالعه بفرمایید

 انوشیروان عادل! بعد از پادشاهی دستور میده مزدک رو بر بر عکس آویزون کنن و تا جایی که بدنش جا داره، تیربارونش کنن!

بعد هم میره سراغ طرفداران و دوستداران مزدک، ۱۲۰۰۰ هزار نفر رو در یک روز اعدام میکنه و ۳۰۰۰ نفر رو هم زنده به گور میکنه تاعبرتی باشه برای بقیه!

به گفته ی برخی اسناد تاریخی، انوشیروان عادل، بیش از ۱۰۰ هزار نفر از مزدکیان رو به قتل میرسونه!

باز به گفته ی همون اسناد تاریخی ، انوشیروان به قدری ظالم و خود پرست بوده که اگه حتی در یک دهات و یا شهر، ۱ نفر علیهش حرف میزده دستور میداده تا کل اون روستا و یا شهر رو به خاک و خون بکشن .

در زمان شروع پادشاهی انوشیروان، صدها هزار نفر از مردم ایران مجبور میشن از کشور فرار کنن تا خشم و ظلم انوشیروان دامنشون رو نگیره!

با کوچکترین بهانه ها بزرگترین جنگهای خارجی رو شروع میکرده و حتی ۱ روز بخاطر یکی از شاهزادگان یمنی، به یمن حمله میکنه و کل کشور یمن رو به خاک و خون میکشه!

خلاصه که اگه بخوام در مورد ظلم و قساوت انوشیروان عادل براتون بنویسم شاید ساعتها و روزها مورد نیاز باشه!

خوب پس جمله ی اولی که نوشتم اشتباه بود؟

عادل ترین پادشاه ایران؟

نه ، به گفته ی همون تاریخ، انوشیروان عادل ترین و یکی از موفق ترین پادشاهان ایران باستان بوده.

پس این همه ظلم و ستم چیه؟ چرا تاریخ انوشیروان رو عادل میدونه؟

 توی تحقیقاتم به دو تا دلیل رسیدم که باعث تغییر شخصیت و تفکر انوشیروان شد .

اولین و  مهمترین دلیلش یه وزیر دانا، دانشمند و اندیشمند بود به نام بزرگمهر بختگان.

البته عربها بزرگمهر رو بزرجمهر میخوندن و در بسیاری از کتابها و داستانها و اشعار ممکنه بزرجمهر ببینید و بشنوید که همون بزرگمهره بختگانه در واقع.

بزرگمهر یکی از داناترین انسانهای عصر خودش به حساب میومده.

فقط بزرگمهر میتونسته نامه هایی که با حروف رومی و حتی رمز نگاری شده رو بخونه.

اما بزرگمهر از این همه ظلم و خونریزی انوشیروان به شدت ناراحت بوده و تمام تلاشش رو میکنه تا از هر فرصتی برای تغییر نگرش پادشاه متکبر ساسانی نهایت استفاده رو ببره.

یک روز انوشیروان دستور میده ، تمام دانشمندانی که در ایران هستن جمع بشن و حتی دانشمندانی رو از سایر کشورها هم دعوت میکنه .

بعد از جشن و پایکوبی میپرسه:

سوالی دارم و دوست دارم جوابهای دانشمندانه ی شما رو بشنوم.

بزرگترین بد بختی چیه؟

یکی از دانشمندان یونانی جواب داد: پیری و کودنی وقتی با تنگدستی و فقر همراه بشه.

دانشمند هندی گفت: بیماریهای جسمی که با دردهای روحی همراه بشه.

بزرگمهر کمی فکر کرد و احساس کرد بهترین موقع برای زدن حرف دل خودشه،‌گفت:

آدمی که ببیند عمرش رو به پایان است و کار خیری انجام نداده،‌این بزرگترین و بدترین نوع بدبختی است.

انوشیروان از جواب بزرگمهر به فکر فرو رفت و سپس گفت: به راستی که بزرگترین بد بختی همین است .

اما دومین دلیل تغییر شخصیت پادشاه ظالم ساسانی میمونها بودن!

گفته شده، روزی انوشیروان پس از جنگی خانمان سوز و کشتن هزاران نفر و ویران کردن چندین شهر و روستا در حال بازگشت به قصر بود. در راه به یه روستای سوخته رسیدن که هیچ انسانی دیگه اونجا زندگی نمیکرد.

بالای یکی از درختای روستا، دو تا میمون بودن و مدام در گوش همدیگه حرف میزدن .

انوشیروان مدتی به میمونها خیره شد و بعد از بزرگمهر میپرسه:

بزرگمهر تو زبون حیوانات رو هم میفهمی؟

بزرگمهر که متوجه دقت انوشیروان به میمونها شده بود،‌گفت: بله قربان.

انوشیروان سریع پرسید: اون دو تا میمون بالای درخت چی میگن به هم؟

بزرگمهر گفت: میمون نر از میمون ماده خواستگاری کرده. میمون ماده هم میگه فقط به شرطی قبول میکنم که ۱۰ تا روستا مثل اینجا مهریه ی من باشه. ویران و بدون هیچ انسان مزاحمی.

میمون نر هم با افتخار میگه: تو فقط دعا کن انوشیروان یه چند سال دیگه زنده بمونه، بهت قول میدم نه ۱۰ تا بلکه ۱۰۰ تا روستای مثل اینجا مهرت کنم.

بعد از شنیدن این حرف بزرگمهر، انوشیروان گریه میکنه و همونجا تصمیم میگیره عوض بشه و به جای کشتار مردم و جنگ و خونریزی تمام تلاشش رو صرف آبادانی ایران عزیز کنه.

انوشیروان با همفکری وزیر خردمند خودش فعالیتهای بسیار زیادی برای آبادانی کشور انجام میده، سد ساخت، جاده ساخت، دانشگاه ها رو رونق داد، کلیله و دمنه رو از سانسکریت به فارسی ترجمه کرد، شطرنج رو به عنوان بازی رسمی دربار رواج داد، سیستم های آبیاری مدرن پایه گذاری کرد، شهرهای جدید و آبادی های مدرن ساخت .

اما مهمترین کارش، برقراری عدل و عدالت در سرتاسر منطقه ی تحت حکومتش بود.

بین تمام حرفهای خردمندانه ی انوشیروان و بزرگمهر فقط ۱ جمله بود که احساس کردم باید در دفتر جمله های نابم بنویسم، و اون جمله رو در پایان مقاله باهاتون به اشتراک میزارم.

داستان انوشیروان رو تعریف کردم تا حرف اصلی خودم رو بزنم.

اگه کسی از من بپرسه آیا کشور چین با تمام رشد و توسعه و سرمایه ای که در این سالها به دست آورده، کشور سعادتمندیه ؟

میگم ، پیشرفته است ولی سعادتمند نیست.

اگه کسی بپرسه، کشور برونئی با اون همه ثروت کشور سعادتمندیه ؟

میگم، ثروتمنده ولی سعادتمند نیست.

اگه کسی بپرسه،‌ روسیه، بزرگترین کشور جهان با این همه منابع طبیعی و پیشرفتهای نظامی،‌ کشور سعادتمندیه؟

میگم، قدرتمنده ولی سعادتمند نیست

اگه کسی بپرسه آمریکا به عنوان ابر قدرت جهان ، کشور سعادتمندیه؟

میگم، ابر قدرته ولی سعادتمند نیست!

پس چه کشوری سعادتمنده؟

به نظر من کشوری سعادتمنده که سیستم دادگستری اون کشور، مستقل ، شفاف و قدرتمندترین دستگاه اداری اون کشور باشه.

به قول Saint Augustine یکی از رهبران اثر گذار کلیساهای مسیحیت :

.In the absence of justice, what is sovereignty but organized robbery

بدون انصاف و عدالت، قدرت و استقلال چیزی نیست بجز دزدی سازمان دهی شده!

 

شما با پول میتونید خونه بخرید، اما خونواده و آرامش نه.

شما با تکنولوژی های پیشرفته تختخوابهای مدرن میتونید درست کنید، اما نمیتونید خواب عمیق و بی دغدغه رو تضمین کنید.

شما با قدرت و ثروت میتونید بر روی سیستم ها و جامعه حکومت کنید، اما بر دلها نه.

شما با دقت و نظم، میتونید بهترین ساعتهای دنیا رو بسازید، اما اوقات خوب و شاد رو نه.

شما تمام حس های خوب دنیا رو فقط موقعی میتونید بوجود بیارید، که بتونید حس خوب عدالت رو ایجاد کنید.

کسی که احساس کنه در جامعه ای زندگی میکنه که حقی ازش ضایع نمیشه، راحت میخوابه.

کسی که احساس کنه در جامعه ای زندگی میکنه که هیچ فرقی بین حقوق خودش و رییس جمهورش وجود نداره، میتونه با شادی و اطمینان خاطر زندگی کنه.

کسی که احساس کنه هر مشکلی پیش اومد میتونه بره و از قاضی شهر کمک بخواد با امنیت زندگی میکنه.

من هر سال سعادتمند ترین کشور دنیا رو از روی لیست (WJPROLI) میشناسم.

World Justice Project Rule Of Law Index یه سازمان غیر انتفاعیه که هر سال سعادتمند ترین کشور دنیا رو بر اساس میزان عدالت موجود در اون کشور بررسی و معرفی میکنه.

فاکتورهای اصلی بررسی عدالت درکشورها شامل  ۸ فاکتور اصلی به شرح زیره:

۱. حدود و اختیارات و قدرت دولتها

۲. میزان اختلاس

۳. میزان شفافیت دولت (‌حکومت)

۴. حقوق بنیادی و اساسی انسانها

۵. میزان عمل به قوانین مصوب

۶. عدالت اجتماعی

۷. سرعت و شیوه ی رسیدگی به جرایم

۸. امنیت و احترام به قانون

گزارش سال ۲۰۱۶ این سازمان خیلی جالب بود.

کشور دانمارک با کسب بیشترین امتیاز سعادتمندترین کشور دنیا شناخته شد.

کشور آمریکا در لیست ۱۰ کشور سعادتمند دنیا هم قرار نگرفت !

کشور امارات متحده ی عربی (‌همون که خیلی ها تو ایران فکر میکنن اسمش دبی هست!) با بیش از ۳۰ پله جهش بین ۲۵ کشور برتر دنیا قرار گرفت!

کشور آفریقایی غنا بین ۳۰ کشور سعادتمند دنیا قرار گرفت!

ایران و چین و روسیه و  قزاقستان و میانمار و نیجریه و  گواتامالا و زامبیا و تانزانیا تقریبا در یک رده قرارگرفتن!

 

بخدا با هر روش و فرمول و با هر دینی حساب کتاب میکنم بازم میریم جهنم!!!

 

دیروز یکی از خوانندگان مقاله هام برام نوشته بود:

آقای باقری، شما چیکار داری به این کارا؟ مگه اینجا کشورته؟ تو که ایرانی نیستی، بهتر نیست دخالت نکنی؟!

بهش گفتم: کاش قبل از این حرف یکم فکر میکردی.

اگه یه نفر بهترین روزها و سالهای عمرش رو تو ایران زندگی کنه، اگه همیشه و همه جا از ایران دفاع کنه، اگه خوبیهای این کشور و ملت رو به زبون انگلیسی و نقاظ ضعف و انتقاداتش نسبت به این کشور رو به زبان فارسی بنویسه، اگه همسر و دوستان بهتر از برگ گلاب این مرد ایرانی باشن، اگه فرزندش توی ایران به دنیا اومده باشه و اینجا رو وطن مادری خودش بدونه، اگه یه نفر بین تمام انتخابهاش این کشور رو برای زندگی انتخاب کرده باشه و عاشقانه دلش برای تک تک خاطرات دوران زندگیش در کوچه و محل و مدرسه های این کشور تنگ بشه، اگه هر روز خدا رو شکر کنه که با زبان شیوا و شیرین فارسی مأنوس شده ، فقط چون سه برگی به اسم شناسنامه و یه کارت به نام ملی رو نداره باید بهش گفت خارجی؟

مهم نیست که من کجاییم. ولی بیشتر از هر کس دیگه ای دلم میخواد این کشور توی آمارهای مثبت ، تو بالاترین جایگاه ها قرار داشته باشه.

میشه؟

مطمأنم میشه.

فقط کافیه ۱ کار انجام بده.

اصلا نیاز به کنفرانس و ردیف بودجه ی اختصاصی هم نداره.

فقط کافیه سیستم قضایی ما مستقل، شفاف و قدرتمند باشه و هیچ سازمان و ارگان و شخصیت حقیقی و حقوقی قدرتمندتر از این دستگاه وجود نداشته باشه.

باور کنید روزی که این سیستم درست بشه،‌ ما سعادتمندترین ملت دنیا میشیم.

هم خونه خواهیم داشت و هم خونواده.

هم تخت خواهیم داشت و هم خواب راحت.

هم ساعت خواهیم داشت و هم اوقات خوش.

هم امنیت خواهیم داشت هم رفاه.

کاش بزرگمهرهای کشورمون نا امیدنشن و هر کجا هستن با هر توانی که دارن به انوشیروان های جوانمون کمک کنن .

کاش انوشیروانهای کشورمون بدونن، هیچ کس تا ابد فرصت نداره و خداوند به هر کس فرصت محدودی داده .

کاش قبل از اینکه فرشته ی تاریکی، پریز فرصتمون رو خاموش کنه  خودمون رو از بزرگترین بدبختی ها نجات بدیم و باعث سعادت این سرزمین زرخیز حاصلخیز انسان ساز بشیم.

جمله ی انوشیروان که قولش رو داده بودم اینه:

پرنده ی سعادت فقط بر روی درخت عدالت لونه میسازه و فقط بر روی چمنزار انصاف تخم طلا میده.

سعادتمند باشیم.

 منبه :سایت سفیر آقای باقری






تاریخ : چهارشنبه 16 فروردین 1396 | 12:40 | چاپ | نویسنده: علی رضا بتویی | نظرات (0) (0 لایک)
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.